عاشق اون بالاسری

متن مرتبط با «477 9 diagnosis code» در سایت عاشق اون بالاسری نوشته شده است

1189.

  • نیلوبلاگ

    نیت من این نبود عزا بگیری برام عزیزم. همون مصمم شدنه رو میخواستم فقط که همه بدونید خیلی بیشتر از چیزی که فکرشو میکنید هستید.عارز گفته + نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم تیر ۱۴۰۴ ساعت 13:12 توسط D0KH74R D!V00N3H  |  بخوانید...

    ادامه مطلب
  • 1169.

  • نیلوبلاگ

    تماشای پرندهها بالای کارون ولشخیابوناسوت زدناشپ شپ بارون ولش...عموزنجیرباف_چاووشی + نوشته شده در سه شنبه سی ام مرداد ۱۴۰۳ ساعت 15:36 توسط D0KH74R D!V00N3H  |  بخوانید...

    ادامه مطلب
  • 1149.

  • نیلوبلاگ

    کاش یه علی قمصری جیبی داشتم و هر وقت دلم میگرفت برام ساز مینواخت... + نوشته شده در یکشنبه سیزدهم خرداد ۱۴۰۳ ساعت 14:55 توسط D0KH74R D!V00N3H  |  بخوانید...

    ادامه مطلب
  • 1129.

  • نیلوبلاگ

    پیش پیش قضاوت نکن پیش پیش قضاوت نکن پیش پیش قضاوت نکن...

    ادامه مطلب
  • 1097.

  • نیلوبلاگ

    عمری به هر کوی و گذر گشتم که پیدایت کنماکنون که پیدا کردهام بنشین تماشایت کنم... + نوشته شده در پنجشنبه بیست و یکم دی ۱۴۰۲ ساعت 19:34 توسط D0KH74R D!V00N3H  |  بخوانید...

    ادامه مطلب
  • 1094.

  • نیلوبلاگ

    رفتم سرکار و رئیس جدید شخصا دوبار زنگ زده میگه کاری نداری؟ اوضاع اوکیه؟چقدر دارم لذت میبرمشدیدا حس میکنم که از جای قبلی بهتر ظاهر شدم و احساس بهتری نسبت به خودم دارم.خدایا شکرت + نوشته شده در شنبه شانزدهم دی ۱۴۰۲ ساعت 12:55 توسط D0KH74R D!V00N3H  |  بخوانید...

    ادامه مطلب
  • 1095.

  • نیلوبلاگ

    امروز م .ف اومده بالا سرم یکم پرس و جو کرد و گفت اوکی ای راضی ای؟ گفتم اره و یکم صحبت کردیم .تهش یدونه زد رو شونمو رفت:)) حس خوبی داد.الان متنم تموم شده. احتیاج دارم دو دیقه چشمامو ببندم هیچ کاری نکنم یکم مغزم خالی شه. + نوشته شده در یکشنبه هفدهم دی ۱۴۰۲ ساعت 16:31 توسط D0KH74R D!V00N3H  |  بخوانید...

    ادامه مطلب
  • 1096.

  • نیلوبلاگ

    دیروز برای اولین بار سوار موتور شم و نگم که چقدر چسبید.آشنایی با ارژنگم که از عجایب بود! + نوشته شده در دوشنبه هجدهم دی ۱۴۰۲ ساعت 10:21 توسط D0KH74R D!V00N3H  |  بخوانید...

    ادامه مطلب
  • 1089.

  • نیلوبلاگ

    عصرا دل آشوبه پوستمو میکنه... دوست دارم گریه کنم الان کاش دستام نلرزه...

    ادامه مطلب
  • 1090.

  • نیلوبلاگ

    فکر کنم نسبت به سنم خیلی بچم:(...

    ادامه مطلب
  • 1069.

  • نیلوبلاگ

    یکی از عجیبترین لحظههای زندگیم وقتی بود که تو دروازه دولت 7 صبح داشتم له میشدم و خانمی که کنارم وایساده بود زد رو شونهم و گفت کرم مرطوب کننده داری؟! + نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم آذر ۱۴۰۲ ساعت 10:58 توسط D0KH74R D!V00N3H  |  بخوانید...

    ادامه مطلب
  • 1059.

  • نیلوبلاگ

    تفریح جدیدم چیه؟میرم سایت متمم و به صورت رندوم یه مطلبی رو میخونم. + نوشته شده در یکشنبه دوازدهم آذر ۱۴۰۲ ساعت 19:39 توسط D0KH74R D!V00N3H  |  بخوانید...

    ادامه مطلب
  • 997.

  • نیلوبلاگ

    قیافهم دیدنیه وقتی نیمساعت پیش نوشتم نمیخوام کار کنم و الان همکارم میگه لاتاری ثبت نام کن اونور زندگیتو بساز :))) + نوشته شده در سه شنبه هجدهم مهر ۱۴۰۲ ساعت توسط D0KH74R D!V00N3H  |  بخوانید...

    ادامه مطلب
  • 998.

  • نیلوبلاگ

    انگیزه برای کار و ورزش و فلان ندارید؟برید یه روزی میاد احسان خواجه امیری رو گوش کنید دیگه واسه نفس کشیدنم انگیزه ندارید :d + نوشته شده در سه شنبه هجدهم مهر ۱۴۰۲ ساعت توسط D0KH74R D!V00N3H  |  بخوانید...

    ادامه مطلب
  • 999.

  • نیلوبلاگ

    دیشب پیام داده که حرف بزنیم؟ وقت داری؟میگم اره چیشده؟ چون هیچوقت اینجوری بهم نمیگفت مطمئن شدم یه چیزیش شده. بغض کرده که ببخشید ازین سر دنیا باید غصههامو گوش کنی و قلبم جمع شد برای این بچه. اگه الان اون سر دنیا نبود کلی بغلش میکردم تا دیگه غصه نخوره :((میگه ادمای اینجا بدن. دارن اذیتم میکنن و تک تک حرفاشو با تمام وجودم درک کردم. اخرین بار که به مشاورم گفتم تمایل بیشتری برای دوستی و ارتباط با پسرا دارم گفت خب داری! مشکلی نیست که آرکتایپتم اوکیه. بماند که این چند وقت خودم یکم لاس زدم ولی خب کلا از بچگیم همینجوری بودم. این بچه هم همینه. ماها کلا از 3 سالگی ور دل پسرخاله پسر عمو داشتیم پول بازی میکردیم بجای خاله بازی.حالا پیام داده که پشت سرم حرف زدن. بابا لعنتی درس خوندی کار کردی مهاجرت کردی ر...

    ادامه مطلب
  • 945.

  • نیلوبلاگ

    مشکل من با مامان بابام اینه که کلاااا حرف همو نمیفهمیممثلا من میگم خستم اونا میگن چرا این کارو میکنی که خسته باشی و سر اون کار باهام دعوا میکنن.ما هیچوقت مشوق نداشتیم اقا هیچوقتتهشم باید بشینیم بحث کس.شرشونو رو گوش کنیم.حقیقتا یه وقتا از اینکه تو این خانوادم خجالت میکشم...من از محل زندگیم، از این عقاید بیخود از همه چی داره چندشم میشه. + نوشته شده در جمعه سی و یکم شهریور ۱۴۰۲ ساعت توسط D0KH74R D!V00N3H  |  بخوانید...

    ادامه مطلب
  • 946.

  • نیلوبلاگ

    من حقیقتا به ادمایی که خانوادشون سلیقهشونو میدونه حسودیم میشه.مثلا تو خونه ما هرروز میگن فلان چیزو میخوری؟ درصورتی که من 20 ساله لب نزدم به اون غذا.فک کنم اینکه بدونی یکی یچیزی دوست داره که باهاش خوشحال میشه خیلی حس خوبی باشه.یه ماهو نیم پیش بود براش خوراکی گرفتم برم خوشحالش کنم ولی نیومد پیشم. یهو یاد اون روز افتادم. زنگ میزد میگفت لااقل با تاکسی برو منم زجه میزدم که به تو ربطی نداره :)))2.3 روز دیگه این یک ماه تموم میشه و مث سگ براش استرس دارم. + نوشته شده در جمعه سی و یکم شهریور ۱۴۰۲ ساعت توسط D0KH74R D!V00N3H  |  بخوانید...

    ادامه مطلب
  • 947.

  • نیلوبلاگ

    دوباره حال بدم اوج گرفته نمیدونم چی میخوام. کلافم. دلم میخواد حرف بزنم با یکی که فرداش حرفامو نکوبه تو سرم. + نوشته شده در جمعه سی و یکم شهریور ۱۴۰۲ ساعت توسط D0KH74R D!V00N3H  |  بخوانید...

    ادامه مطلب
  • 927.

  • نیلوبلاگ

    شب به شب یه رابطه قوی ای بین منو سگ سیاه افسردگیم برقرار میشه که امروز از الان اومده دنبالم!خوابم میاد بر عکس این چندوقت.از بحثای کسشر تو خونه هم بدم میاددارم پریودی سگی رو میگذرونم و 2 کیلو اضافه کردم. البته همین که زندم راضیم + نوشته شده در پنجشنبه شانزدهم شهریور ۱۴۰۲ ساعت توسط D0KH74R D!V00N3H  |  بخوانید...

    ادامه مطلب
  • 928.

  • نیلوبلاگ

    چرا همتون پیروزیاید؟ نکنه همتون یه نفرید؟ وات؟...

    ادامه مطلب