من حقیقتا به ادمایی که خانوادشون سلیقهشونو میدونه حسودیم میشه.
مثلا تو خونه ما هرروز میگن فلان چیزو میخوری؟ درصورتی که من 20 ساله لب نزدم به اون غذا.
فک کنم اینکه بدونی یکی یچیزی دوست داره که باهاش خوشحال میشه خیلی حس خوبی باشه.
یه ماهو نیم پیش بود براش خوراکی گرفتم برم خوشحالش کنم ولی نیومد پیشم. یهو یاد اون روز افتادم. زنگ میزد میگفت لااقل با تاکسی برو منم زجه میزدم که به تو ربطی نداره :)))
2.3 روز دیگه این یک ماه تموم میشه و مث سگ براش استرس دارم.
برچسب:
نویسنده: مهدی رضایی