یکی از عجیبترین لحظههای زندگیم وقتی بود که تو دروازه دولت 7 صبح داشتم له میشدم و خانمی که کنارم وایساده بود زد رو شونهم و گفت کرم مرطوب کننده داری؟!
+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم آذر ۱۴۰۲ ساعت 10:58 توسط D0KH74R D!V00N3H
|
برچسب:
نویسنده: مهدی رضایی
تاريخ: يکشنبه
26 آذر
1402 ساعت: 5:47