امروز مرگو به چشمام دیدم. دز قرصی که برام زیاد بودو خوردم و رفتم تو مترو و...
یهو دیدم قادر نیستم رو پاهام وایسم، حالت تهوع دارم و در عرض 2 دیقه چشمام هیچجارو نمیدید! کل لباسام خیس و صورتم مثل مرده یخ بود.
چیشده بود؟ فشار و قندم تا ته افتاده بود!
و کل روزو اب قند و ابجوش نبات و نمک خوردم تا واسه مهمونی امشب رو پا باشم و زنده بمونم!
کاری به حال بدیش ندارم ولی حس اینکه یه لحظه چشمام هیچ جارو نمیدید خیلی ترسناک بود..
برچسب:
نویسنده: مهدی رضایی