چه روزی شد امروز
خوشحالم که رفتیم مسجد. بچهم چقدر مظلوم شده بود..
غم مادر خیلی سخته
دوباره رفتم تو فضای مرگو میر لرزش دستام شروع شد.
برگشتنی دلم پیاده روی و سیگار میخواست ولی حتی انرژی نداشتم راه برم.
الانم خسته نشستم یکم انرژی جمع کنم کارامو تموم کنم
برچسب:
نویسنده: مهدی رضایی