عاشق اون بالاسری

متن مرتبط با «527 2 icd 10» در سایت عاشق اون بالاسری نوشته شده است

1182.

  • نیلوبلاگ

    1182. خب این روزایی که گذشت روتینم به شدت بهم خورده بود و حال روحی خیلی بدی داشتم. منتهی دوباره برای خودم یه برنامه حدید ریختم و الان حالم خیلی بهتره!چسبیدم به کار و اموزش و کارای عقد! + نوشته شده در دوشنبه شانزدهم مهر ۱۴۰۳ ساعت 10:45 توسط D0KH74R D!V00N3H  |  ...

    ادامه مطلب
  • 1162.

  • نیلوبلاگ

    از خونه خستم از رابطه میترسماز درس خستماز سرکار رفتن بدم میادفکر کنم باید برم کارتن خواب شم.من کینه ای نیستما ولی یادم نمیره روزی که بخاطر قهر با پ اجرای منو نیومدین و از طرفی بعدش که حالم بد شد و فقط گفتم بیاین سازمو بگیرین گفتین ای بابا روز تعطیلی اسیرمون کردی:)))من کینه ای نیستم ولی کلی دلیل دارم که دلخور باشم ولی خب دلخوری چه فایده داره؟ + نوشته شده در دوشنبه یکم مرداد ۱۴۰۳ ساعت 23:18 توسط D0KH74R D!V00N3H  |  بخوانید...

    ادامه مطلب
  • 1152.

  • نیلوبلاگ

    بعد از کلی کار کردن میری که یسری موارد رو فیکس کنی و میبینی که عه رو قدم اول وایسادی!خستگیش به تنم موند و دارم از سردرد میترکم..یه صداییم داره تو گوشم میخونه که..Cause sometimes I look in her eyesAnd that's where I find a glimpse of usAnd I try to fall for her touchBut I'm thinking of the way it wasSaid I'm fine and said I moved onI'm only here passing time in her armsHoping I'll findA glimpse of us + نوشته شده در چهارشنبه سی ام خرداد ۱۴۰۳ ساعت 14:11 توسط D0KH74R D!V00N3H  |  بخوانید...

    ادامه مطلب
  • 1129.

  • نیلوبلاگ

    پیش پیش قضاوت نکن پیش پیش قضاوت نکن پیش پیش قضاوت نکن...

    ادامه مطلب
  • 1126.

  • نیلوبلاگ

    دارم عجیبترین و شاید شیرینترین روزای عمرمو زندگی میکنم.من هنوز باورم نمیشه که انقدر پیش رفتیم و خانوادهها نفر جدید رو پذیرفتن..نمیدونم حسم چیه یه لحظه دارم میترکم از ذوق و یه لحظه غم میگیره ته دلمو..غم اینکه بهخاطر یه آدم اشتباه خیلی پیش خانوادهم نبودم و افسردگی رو بغل کرده بودم. الان هم که ممکنه تا چند وقت دیگه این خونه قشتگ رو ترک کنم و برم سر زندگی خودم. البته بهتر بگم بریم سر زندگی خودمون.حتی همین الانم با یه لبخند ریز و بغض دارم تایپ میکنم. واقعا عجیبه.. + نوشته شده در شنبه بیست و پنجم فروردین ۱۴۰۳ ساعت 14:58 توسط D0KH74R D!V00N3H  |  بخوانید...

    ادامه مطلب
  • 1127.

  • نیلوبلاگ

    امروز همش حس میکنم چشمام تار میبینه. نمیدونم چرا!...

    ادامه مطلب
  • 1128.

  • نیلوبلاگ

    چیشد که یهو اینطوری بهم ریخت اوضاع؟...

    ادامه مطلب
  • 1125.

  • نیلوبلاگ

    پسر قشنگم تو یه کاری کردی که من بعد مدتها از خوشحالی داشتن یه آدم گریه کنم.. + نوشته شده در چهارشنبه هشتم فروردین ۱۴۰۳ ساعت 13:10 توسط D0KH74R D!V00N3H  |  بخوانید...

    ادامه مطلب
  • 1121.

  • نیلوبلاگ

    بالاخره عمل مامان فخریم انجام شد.براش دعا کنیناز اون حال بدی درومدم و میتونم اهنگ گوش کنم.قرار شد بعد عید بیان خونمون + نوشته شده در یکشنبه سیزدهم اسفند ۱۴۰۲ ساعت 11:10 توسط D0KH74R D!V00N3H  |  بخوانید...

    ادامه مطلب
  • 1122.

  • نیلوبلاگ

    نگو من باعث دردم ، نگو الان دور شدینگو من عاشقت کردم ، نگو فراموش شدیتقصیر توئه اینا تقصیر توئهاگه تنهایی نصیبت شدهاگه رفت و غریبه شد یه دفعه تقصیر توئهتقصیر توئه دنیات پُره سرگیجه شدهمیگه بهم اعتماد کنه دلِ من أ هر چی تردیده پُرهتقصیر توئه چند روزه از سگ بدترمببین اینم تاثیر توئهبعد چند ماه خط مط زدماینم تقصیر توئه اگه بدترم از اولمبازم تاثیر توئهبا صد نفر بودم و بازم توو خوابمتصویر توئه ، تقصیر توئه که نمیخوامتدیگه به چشامم نمیای ههمن و تو مثِ اون پنجره ها بینمون همیشهیه دیواره یه دیواره یه دیوارهکه پشتش هیچی ندارهتقصیر توئه اگه بینمون یه دیوارهتقصیر توئه اگه این شعرِ یه بیماره#یه دیواره_جیدال + نوشته شده در یکشنبه سیزدهم اسفند ۱۴۰۲ ساعت 17:17 توسط D0KH74R D!V00N3H  ...

    ادامه مطلب
  • 1123.

  • نیلوبلاگ

    میشه نیای میشه ازت خواهش کنم …باید ته مونده خاطره هاتو چالش کنم-حیف تو حیف عشق ما شدی دوست داشتنی ترین اشتبام…دیوار_علی یاسینی + نوشته شده در سه شنبه پانزدهم اسفند ۱۴۰۲ ساعت 11:44 توسط D0KH74R D!V00N3H  |  بخوانید...

    ادامه مطلب
  • 1105.

  • نیلوبلاگ

    من از ادم جدید و برقراری ارتباط دوباره میترسم.....

    ادامه مطلب
  • 1106.

  • نیلوبلاگ

    بگذریم از عکس تو که تو اتاقمه.. بگذریم!...

    ادامه مطلب
  • 1102.

  • نیلوبلاگ

    امسال خش خش نکردیم رو برگا.. کجا رفتی اخه.....

    ادامه مطلب
  • 1103.

  • نیلوبلاگ

    گفتم نباشی این زندگیمه.. نگو نگفتیگفتی بسازم با روزگارم..گفتم محاله طاقت بیارم.. نگو نگفتی.. + نوشته شده در سه شنبه سوم بهمن ۱۴۰۲ ساعت 12:14 توسط D0KH74R D!V00N3H  |  بخوانید...

    ادامه مطلب
  • 1104.

  • نیلوبلاگ

    امروز با یکی از بچه های شرکت که خیلی صمیمی نیستیم تنهاییماز صبح گریه کردم تا برسم شرکت. نصفش غم نصفش شوق + نوشته شده در چهارشنبه چهارم بهمن ۱۴۰۲ ساعت 11:22 توسط D0KH74R D!V00N3H  |  بخوانید...

    ادامه مطلب
  • 1097.

  • نیلوبلاگ

    عمری به هر کوی و گذر گشتم که پیدایت کنماکنون که پیدا کردهام بنشین تماشایت کنم... + نوشته شده در پنجشنبه بیست و یکم دی ۱۴۰۲ ساعت 19:34 توسط D0KH74R D!V00N3H  |  بخوانید...

    ادامه مطلب
  • 1094.

  • نیلوبلاگ

    رفتم سرکار و رئیس جدید شخصا دوبار زنگ زده میگه کاری نداری؟ اوضاع اوکیه؟چقدر دارم لذت میبرمشدیدا حس میکنم که از جای قبلی بهتر ظاهر شدم و احساس بهتری نسبت به خودم دارم.خدایا شکرت + نوشته شده در شنبه شانزدهم دی ۱۴۰۲ ساعت 12:55 توسط D0KH74R D!V00N3H  |  بخوانید...

    ادامه مطلب
  • 1095.

  • نیلوبلاگ

    امروز م .ف اومده بالا سرم یکم پرس و جو کرد و گفت اوکی ای راضی ای؟ گفتم اره و یکم صحبت کردیم .تهش یدونه زد رو شونمو رفت:)) حس خوبی داد.الان متنم تموم شده. احتیاج دارم دو دیقه چشمامو ببندم هیچ کاری نکنم یکم مغزم خالی شه. + نوشته شده در یکشنبه هفدهم دی ۱۴۰۲ ساعت 16:31 توسط D0KH74R D!V00N3H  |  بخوانید...

    ادامه مطلب
  • 1096.

  • نیلوبلاگ

    دیروز برای اولین بار سوار موتور شم و نگم که چقدر چسبید.آشنایی با ارژنگم که از عجایب بود! + نوشته شده در دوشنبه هجدهم دی ۱۴۰۲ ساعت 10:21 توسط D0KH74R D!V00N3H  |  بخوانید...

    ادامه مطلب