
کاش این روزا کمتر حرص بخورم که هی دست و گردنم سر نشه...
ادامه مطلب
امروز مامان رفت سراغ چکاپش و انگار که اوضاع خوب نیست با اینکه دلم خیلی ازش پره ولی دلم گرفته و ناراحتم.. + نوشته شده در شنبه شانزدهم تیر ۱۴۰۳ ساعت 14:34 توسط D0KH74R D!V00N3H | بخوانید...
ادامه مطلب
میدونی؟ امشب خیلی دلم برا خودم سوختخیلی بی پناه موندم..نمیخوام گلگی کنما ولی خب خیلی تنها شدم یهوتکلیف خانواده که از اول معلوم بودمب توهم که رفتی من دیگه نتونستم به کسی بگم چقدر و چرا حالم بده..خوشحالم که نیستیا ولی خب وقتی تو بودی میشد باهات حرف زد..اصلا دلداری نمیخواما فقط دلم برا خودم سوخت..تو وجودم یه ادم25 ساله از عصبانیت و یه دختر 6 ساله از ناراحتی گریه کرد ولی تو ظاهر گفتم باشه و هیچ واکنشی نداشتم..حقیقتا الان بغضیم و از بغض صدام گرفتهاین حرفا میگذره ولی این لرزش دستا باهام میمونهمن دارم ترک میکنم از علاقه خودم و منطقی بودن و احساسات زیاد شما به دیگران و توقعاتتون.. + نوشته شده در شنبه شانزدهم تیر ۱۴۰۳ ساعت 22:31 توسط D0KH74R D!V00N3H | بخوان...
ادامه مطلب
بعد از کلی کار کردن میری که یسری موارد رو فیکس کنی و میبینی که عه رو قدم اول وایسادی!خستگیش به تنم موند و دارم از سردرد میترکم..یه صداییم داره تو گوشم میخونه که..Cause sometimes I look in her eyesAnd that's where I find a glimpse of usAnd I try to fall for her touchBut I'm thinking of the way it wasSaid I'm fine and said I moved onI'm only here passing time in her armsHoping I'll findA glimpse of us + نوشته شده در چهارشنبه سی ام خرداد ۱۴۰۳ ساعت 14:11 توسط D0KH74R D!V00N3H | بخوانید...
ادامه مطلب
امروز سردرد وحشتناکی رو پشت سر گذاشتم که فکر کنم بخاطر استرس و عصبی شدن بود.یجورایی مثل حمله عصبی بهم دست داد و اگه کیا بهم قرص نمیرسوند الان مرده بودم رسما!به جرئت میتونم بگم تاحالا تو عمرم همچین سردردی نداشتم و وحشتناک بود. حس میکردم سلولای پیشونیم داره از درد منفجر میشه.نمیدونم شمام خستگی بعد از درد دارین یا نه؟ولی الان حس میکنم بخاطر دردی که کشیدم کل بدنم بی حسه و باید بخوابم! + نوشته شده در چهارشنبه سی ام خرداد ۱۴۰۳ ساعت 17:33 توسط D0KH74R D!V00N3H | بخوانید...
ادامه مطلب
امروز دقیقا تو موقعیت هفته پیش بودم تا این تفاوت که کارام خوب پیش رفته بود و استادم تقریبا از م تعریف کرد. و به خودم نسکافه جایزه دادم + نوشته شده در چهارشنبه ششم تیر ۱۴۰۳ ساعت 11:35 توسط D0KH74R D!V00N3H | بخوانید...
ادامه مطلب
الان داشتم فکر میکردم که چقدر شرایط مثلا سخت و دشواری دارم. بعد دیدم نه بابا کلا زندگی همینه و خب ماییم که سخت میگیریم.پس شل کن بره! + نوشته شده در چهارشنبه سی ام خرداد ۱۴۰۳ ساعت 8:32 توسط D0KH74R D!V00N3H | بخوانید...
ادامه مطلب
دوباره سر شدن دستم زیاد شده. احتمالا باید یه دکتر برمفکر کنم برای دیسک گردنه + نوشته شده در دوشنبه بیست و یکم خرداد ۱۴۰۳ ساعت 12:3 توسط D0KH74R D!V00N3H | بخوانید...
ادامه مطلب
بچهها تو هر پیام آدرس بذارین. من گمتون میکنم خب :(...
ادامه مطلب
اقای مسعود مرادی= فرشته نجات ممنونم دکترجان...
ادامه مطلب
https://www.instagram.com/p/BLHGQkihE77/?taken-by=beautiful_iran وااااااااااااااااااااااااااااای...
ادامه مطلب