عاشق اون بالاسری

متن مرتبط با «473 9 icd 10» در سایت عاشق اون بالاسری نوشته شده است

1189.

  • نیلوبلاگ

    نیت من این نبود عزا بگیری برام عزیزم. همون مصمم شدنه رو میخواستم فقط که همه بدونید خیلی بیشتر از چیزی که فکرشو میکنید هستید.عارز گفته + نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم تیر ۱۴۰۴ ساعت 13:12 توسط D0KH74R D!V00N3H  |  بخوانید...

    ادامه مطلب
  • 1169.

  • نیلوبلاگ

    تماشای پرندهها بالای کارون ولشخیابوناسوت زدناشپ شپ بارون ولش...عموزنجیرباف_چاووشی + نوشته شده در سه شنبه سی ام مرداد ۱۴۰۳ ساعت 15:36 توسط D0KH74R D!V00N3H  |  بخوانید...

    ادامه مطلب
  • 1149.

  • نیلوبلاگ

    کاش یه علی قمصری جیبی داشتم و هر وقت دلم میگرفت برام ساز مینواخت... + نوشته شده در یکشنبه سیزدهم خرداد ۱۴۰۳ ساعت 14:55 توسط D0KH74R D!V00N3H  |  بخوانید...

    ادامه مطلب
  • 1129.

  • نیلوبلاگ

    پیش پیش قضاوت نکن پیش پیش قضاوت نکن پیش پیش قضاوت نکن...

    ادامه مطلب
  • 1105.

  • نیلوبلاگ

    من از ادم جدید و برقراری ارتباط دوباره میترسم.....

    ادامه مطلب
  • 1106.

  • نیلوبلاگ

    بگذریم از عکس تو که تو اتاقمه.. بگذریم!...

    ادامه مطلب
  • 1102.

  • نیلوبلاگ

    امسال خش خش نکردیم رو برگا.. کجا رفتی اخه.....

    ادامه مطلب
  • 1103.

  • نیلوبلاگ

    گفتم نباشی این زندگیمه.. نگو نگفتیگفتی بسازم با روزگارم..گفتم محاله طاقت بیارم.. نگو نگفتی.. + نوشته شده در سه شنبه سوم بهمن ۱۴۰۲ ساعت 12:14 توسط D0KH74R D!V00N3H  |  بخوانید...

    ادامه مطلب
  • 1104.

  • نیلوبلاگ

    امروز با یکی از بچه های شرکت که خیلی صمیمی نیستیم تنهاییماز صبح گریه کردم تا برسم شرکت. نصفش غم نصفش شوق + نوشته شده در چهارشنبه چهارم بهمن ۱۴۰۲ ساعت 11:22 توسط D0KH74R D!V00N3H  |  بخوانید...

    ادامه مطلب
  • 1097.

  • نیلوبلاگ

    عمری به هر کوی و گذر گشتم که پیدایت کنماکنون که پیدا کردهام بنشین تماشایت کنم... + نوشته شده در پنجشنبه بیست و یکم دی ۱۴۰۲ ساعت 19:34 توسط D0KH74R D!V00N3H  |  بخوانید...

    ادامه مطلب
  • 1094.

  • نیلوبلاگ

    رفتم سرکار و رئیس جدید شخصا دوبار زنگ زده میگه کاری نداری؟ اوضاع اوکیه؟چقدر دارم لذت میبرمشدیدا حس میکنم که از جای قبلی بهتر ظاهر شدم و احساس بهتری نسبت به خودم دارم.خدایا شکرت + نوشته شده در شنبه شانزدهم دی ۱۴۰۲ ساعت 12:55 توسط D0KH74R D!V00N3H  |  بخوانید...

    ادامه مطلب
  • 1095.

  • نیلوبلاگ

    امروز م .ف اومده بالا سرم یکم پرس و جو کرد و گفت اوکی ای راضی ای؟ گفتم اره و یکم صحبت کردیم .تهش یدونه زد رو شونمو رفت:)) حس خوبی داد.الان متنم تموم شده. احتیاج دارم دو دیقه چشمامو ببندم هیچ کاری نکنم یکم مغزم خالی شه. + نوشته شده در یکشنبه هفدهم دی ۱۴۰۲ ساعت 16:31 توسط D0KH74R D!V00N3H  |  بخوانید...

    ادامه مطلب
  • 1096.

  • نیلوبلاگ

    دیروز برای اولین بار سوار موتور شم و نگم که چقدر چسبید.آشنایی با ارژنگم که از عجایب بود! + نوشته شده در دوشنبه هجدهم دی ۱۴۰۲ ساعت 10:21 توسط D0KH74R D!V00N3H  |  بخوانید...

    ادامه مطلب
  • 1088.

  • نیلوبلاگ

    با اتفاقات جدید، خوشحالم که دارم از کندو میرم!...

    ادامه مطلب
  • 1089.

  • نیلوبلاگ

    عصرا دل آشوبه پوستمو میکنه... دوست دارم گریه کنم الان کاش دستام نلرزه...

    ادامه مطلب
  • 1090.

  • نیلوبلاگ

    فکر کنم نسبت به سنم خیلی بچم:(...

    ادامه مطلب
  • 1084.

  • نیلوبلاگ

    چرا باید از تو آجیلی که با کلی ذوف و شوق خوردم شپپره در بیاد :(((...

    ادامه مطلب
  • 1085.

  • نیلوبلاگ

    پریودی، هوا سرده میری زیر اسپیلت. چایی نباتتو میخوری و یه صدای نرم زیر گوشت میخونه که مواظبم باش... + نوشته شده در چهارشنبه ششم دی ۱۴۰۲ ساعت 16:20 توسط D0KH74R D!V00N3H  |  بخوانید...

    ادامه مطلب
  • 1086.

  • نیلوبلاگ

    - من دارم میرم تا هفته دیگه فقط اینجام + یا مریم مقدس:))))...

    ادامه مطلب
  • 1069.

  • نیلوبلاگ

    یکی از عجیبترین لحظههای زندگیم وقتی بود که تو دروازه دولت 7 صبح داشتم له میشدم و خانمی که کنارم وایساده بود زد رو شونهم و گفت کرم مرطوب کننده داری؟! + نوشته شده در چهارشنبه بیست و دوم آذر ۱۴۰۲ ساعت 10:58 توسط D0KH74R D!V00N3H  |  بخوانید...

    ادامه مطلب