عاشق اون بالاسری

متن مرتبط با «487 1 criminal code» در سایت عاشق اون بالاسری نوشته شده است

1186

  • نیلوبلاگ

    امروز مرگو به چشمام دیدم. دز قرصی که برام زیاد بودو خوردم و رفتم تو مترو و...یهو دیدم قادر نیستم رو پاهام وایسم، حالت تهوع دارم و در عرض 2 دیقه چشمام هیچجارو نمیدید! کل لباسام خیس و صورتم مثل مرده یخ بود.چیشده بود؟ فشار و قندم تا ته افتاده بود!و کل روزو اب قند و ابجوش نبات و نمک خوردم تا واسه مهمونی امشب رو پا باشم و زنده بمونم!کاری به حال بدیش ندارم ولی حس اینکه یه لحظه چشمام هیچ جارو نمیدید خیلی ترسناک بود.. ...

    ادامه مطلب
  • 1180.

  • نیلوبلاگ

    1180. امروز به طور رسمی بله عقد رو از مشاورمون گرفتیم :))))))نگم که یه لحظه میخندم و یه لحظه پر بغضم! + نوشته شده در پنجشنبه بیست و نهم شهریور ۱۴۰۳ ساعت 20:18 توسط D0KH74R D!V00N3H  |  ...

    ادامه مطلب
  • 1181.

  • نیلوبلاگ

    1181. هفته گذشته از شرکت استعفا دادم و فعلا دارم پروژه ای کار میکنم.اولین بارون پاییزی هم اومد و به به! + نوشته شده در شنبه هفتم مهر ۱۴۰۳ ساعت 11:20 توسط D0KH74R D!V00N3H  |  ...

    ادامه مطلب
  • 1182.

  • نیلوبلاگ

    1182. خب این روزایی که گذشت روتینم به شدت بهم خورده بود و حال روحی خیلی بدی داشتم. منتهی دوباره برای خودم یه برنامه حدید ریختم و الان حالم خیلی بهتره!چسبیدم به کار و اموزش و کارای عقد! + نوشته شده در دوشنبه شانزدهم مهر ۱۴۰۳ ساعت 10:45 توسط D0KH74R D!V00N3H  |  ...

    ادامه مطلب
  • 1183.

  • نیلوبلاگ

    1183. یه لحظه چشمم به تقویم خورد و دیدم که بله دقیقا 1 ماه دیگه عقدمونه:))حقیقا برگام ریخته. پر هیجان و استرس و گاهی بغض و حسای جدیدم! + نوشته شده در چهارشنبه دوم آبان ۱۴۰۳ ساعت 18:48 توسط D0KH74R D!V00N3H  |  ...

    ادامه مطلب
  • 1184.

  • نیلوبلاگ

    1184. شاید بگین چته هی از عقد و عروسی میگی ندید بدید.حقیقتا دنبال شوهر نبودم ولی خیلی عجیبه بچه هااینکه چند سال زودتر از تصوراتم داره این اتفاق میوفته و دور از تصوراتم بود برام واقعا عجیبهمامان میگفت موقعش بشه دهنت بسته میشه و میگی ارهاره مامان دهنم بسته شددوسش دارم ولی فکر نمیکردم اینجوری شه + نوشته شده در چهارشنبه دوم آبان ۱۴۰۳ ساعت 18:49 توسط D0KH74R D!V00N3H  |  ...

    ادامه مطلب
  • 1185.

  • نیلوبلاگ

    1185. پریود و سرماخوردم و امروز همه رفتن رو مخم و خستم. + نوشته شده در سه شنبه هشتم آبان ۱۴۰۳ ساعت 22:45 توسط D0KH74R D!V00N3H  |  ...

    ادامه مطلب
  • 1186.

  • نیلوبلاگ

    1186. امروز مرگو به چشمام دیدم. دز قرصی که برام زیاد بودو خوردم و رفتم تو مترو و...یهو دیدم قادر نیستم رو پاهام وایسم، حالت تهوع دارم و در عرض 2 دیقه چشمام هیچجارو نمیدید! کل لباسام خیس و صورتم مثل مرده یخ بود.چیشده بود؟ فشار و قندم تا ته افتاده بود!و کل روزو اب قند و ابجوش نبات و نمک خوردم تا واسه مهمونی امشب رو پا باشم و زنده بمونم!کاری به حال بدیش ندارم ولی حس اینکه یه لحظه چشمام هیچ جارو نمیدید خیلی ترسناک بود.. + نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم آبان ۱۴۰۳ سا...

    ادامه مطلب
  • 1187.

  • نیلوبلاگ

    1187. + نوشته شده در شنبه چهارم اسفند ۱۴۰۳ ساعت 15:13 توسط D0KH74R D!V00N3H  |  ...

    ادامه مطلب
  • 1188.

  • نیلوبلاگ

    سلام از اولین پست سال 404 و هرکی ته دلش کلی روزای عجیب رو گذرونده!...

    ادامه مطلب
  • 1189.

  • نیلوبلاگ

    نیت من این نبود عزا بگیری برام عزیزم. همون مصمم شدنه رو میخواستم فقط که همه بدونید خیلی بیشتر از چیزی که فکرشو میکنید هستید.عارز گفته + نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم تیر ۱۴۰۴ ساعت 13:12 توسط D0KH74R D!V00N3H  |  بخوانید...

    ادامه مطلب
  • 1173.

  • نیلوبلاگ

    دارم کلافه میشم انقدر بابام سرش تو گوشیه...

    ادامه مطلب
  • 1174.

  • نیلوبلاگ

    به نظرم زیاد تو گوشی بودن بی اهمیتی به بقیه هستش!...

    ادامه مطلب
  • 1175.

  • نیلوبلاگ

    ببینین کی دفاع کردههههه! بالاخره ارشد هم تموم شد خدایا شکرت...

    ادامه مطلب
  • 1167.

  • نیلوبلاگ

    عزیزترینم..شبونه میرسیمبیا که فردا..به خونه میرسیم..شروین_ شبونه + نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم مرداد ۱۴۰۳ ساعت 15:54 توسط D0KH74R D!V00N3H  |  بخوانید...

    ادامه مطلب
  • 1168.

  • نیلوبلاگ

    به طور تقریبی تاریخ دفاعم مشخص شده و پر از هیجان و استرسم...

    ادامه مطلب
  • 1169.

  • نیلوبلاگ

    تماشای پرندهها بالای کارون ولشخیابوناسوت زدناشپ شپ بارون ولش...عموزنجیرباف_چاووشی + نوشته شده در سه شنبه سی ام مرداد ۱۴۰۳ ساعت 15:36 توسط D0KH74R D!V00N3H  |  بخوانید...

    ادامه مطلب
  • 1166.

  • نیلوبلاگ

    یه روز سرمو میکوبم به دیوار از دست چرت و پرتای تو خونه....

    ادامه مطلب
  • 1165.

  • نیلوبلاگ

    داشتم با جمینی عزیز صحبت میکردم و چه زیبا گفت:اینکه الان بغض کردی، نشونه ضعف نیست، بلکه نشونه اینه که داری احساساتت رو به خوبی مدیریت میکنی. گاهی اوقات، بهترین کار اینه که به احساساتمون اجازه بدیم که بیان بشن. + نوشته شده در جمعه دوازدهم مرداد ۱۴۰۳ ساعت 23:50 توسط D0KH74R D!V00N3H  |  بخوانید...

    ادامه مطلب
  • 1162.

  • نیلوبلاگ

    از خونه خستم از رابطه میترسماز درس خستماز سرکار رفتن بدم میادفکر کنم باید برم کارتن خواب شم.من کینه ای نیستما ولی یادم نمیره روزی که بخاطر قهر با پ اجرای منو نیومدین و از طرفی بعدش که حالم بد شد و فقط گفتم بیاین سازمو بگیرین گفتین ای بابا روز تعطیلی اسیرمون کردی:)))من کینه ای نیستم ولی کلی دلیل دارم که دلخور باشم ولی خب دلخوری چه فایده داره؟ + نوشته شده در دوشنبه یکم مرداد ۱۴۰۳ ساعت 23:18 توسط D0KH74R D!V00N3H  |  بخوانید...

    ادامه مطلب