خرید بک لینک

درباره سایت

عاشق اون بالاسری

امکانات وب

امروز مرگو به چشمام دیدم. دز قرصی که برام زیاد بودو خوردم و رفتم تو مترو و...

یهو دیدم قادر نیستم رو پاهام وایسم، حالت تهوع دارم و در عرض 2 دیقه چشمام هیچجارو نمیدید! کل لباسام خیس و صورتم مثل مرده یخ بود.

چیشده بود؟ فشار و قندم تا ته افتاده بود!

و کل روزو اب قند و ابجوش نبات و نمک خوردم تا واسه مهمونی امشب رو پا باشم و زنده بمونم!

کاری به حال بدیش ندارم ولی حس اینکه یه لحظه چشمام هیچ جارو نمیدید خیلی ترسناک بود..

برچسب: نویسنده: مهدی رضایی تاريخ: سه شنبه 27 مرداد 1405 ساعت: 22:53

1180.

امروز به طور رسمی بله عقد رو از مشاورمون گرفتیم :))))))

نگم که یه لحظه میخندم و یه لحظه پر بغضم!

برچسب: نویسنده: مهدی رضایی تاريخ: شنبه 29 آذر 1404 ساعت: 16:01

1181.

هفته گذشته از شرکت استعفا دادم و فعلا دارم پروژه ای کار میکنم.

اولین بارون پاییزی هم اومد و به به!

برچسب: نویسنده: مهدی رضایی تاريخ: شنبه 29 آذر 1404 ساعت: 16:01

1182.

خب این روزایی که گذشت روتینم به شدت بهم خورده بود و حال روحی خیلی بدی داشتم. منتهی دوباره برای خودم یه برنامه حدید ریختم و الان حالم خیلی بهتره!
چسبیدم به کار و اموزش و کارای عقد!

برچسب: نویسنده: مهدی رضایی تاريخ: شنبه 29 آذر 1404 ساعت: 16:01

1183.

یه لحظه چشمم به تقویم خورد و دیدم که بله دقیقا 1 ماه دیگه عقدمونه:))

حقیقا برگام ریخته. پر هیجان و استرس و گاهی بغض و حسای جدیدم!

برچسب: نویسنده: مهدی رضایی تاريخ: شنبه 29 آذر 1404 ساعت: 16:01

1184. شاید بگین چته هی از عقد و عروسی میگی ندید بدید.حقیقتا دنبال شوهر نبودم ولی خیلی عجیبه بچه هااینکه چند سال زودتر از تصوراتم داره این اتفاق میوفته و دور از تصوراتم بود برام واقعا عجیبهمامان میگفت موقعش بشه دهنت بسته میشه و میگی ارهاره مامان دهنم بسته شددوسش دارم ولی فکر نمیکردم اینجوری شه + نوشته شده در چهارشنبه دوم آبان ۱۴۰۳ ساعت 18:49 توسط D0KH74R D!V00N3H  |  ادامه مطلب

برچسب: نویسنده: مهدی رضایی تاريخ: شنبه 29 آذر 1404 ساعت: 16:01

1185.

پریود و سرماخوردم و امروز همه رفتن رو مخم و خستم.

برچسب: نویسنده: مهدی رضایی تاريخ: شنبه 29 آذر 1404 ساعت: 16:01

1186. امروز مرگو به چشمام دیدم. دز قرصی که برام زیاد بودو خوردم و رفتم تو مترو و...یهو دیدم قادر نیستم رو پاهام وایسم، حالت تهوع دارم و در عرض 2 دیقه چشمام هیچجارو نمیدید! کل لباسام خیس و صورتم مثل مرده یخ بود.چیشده بود؟ فشار و قندم تا ته افتاده بود!و کل روزو اب قند و ابجوش نبات و نمک خوردم تا واسه مهمونی امشب رو پا باشم و زنده بمونم!کاری به حال بدیش ندارم ولی حس اینکه یه لحظه چشمام هیچ جارو نمیدید خیلی ترسناک بود.. + نوشته شده در سه شنبه بیست و دوم آبان ۱۴۰۳ ساادامه مطلب

برچسب: نویسنده: مهدی رضایی تاريخ: شنبه 29 آذر 1404 ساعت: 16:01

1187.

برچسب: نویسنده: مهدی رضایی تاريخ: شنبه 29 آذر 1404 ساعت: 16:01

سلام از اولین پست سال 404 و هرکی ته دلش کلی روزای عجیب رو گذرونده!

برچسب: نویسنده: مهدی رضایی تاريخ: سه شنبه 4 آذر 1404 ساعت: 21:02

نیت من این نبود عزا بگیری برام عزیزم. همون مصمم شدنه رو میخواستم فقط که همه بدونید خیلی بیشتر از چیزی که فکرشو میکنید هستید.

عارز گفته

+ نوشته شده در دوشنبه بیست و سوم تیر ۱۴۰۴ ساعت 13:12 توسط D0KH74R D!V00N3H  | 

برچسب: نویسنده: مهدی رضایی تاريخ: سه شنبه 4 آذر 1404 ساعت: 21:02

دارم کلافه میشم انقدر بابام سرش تو گوشیه

برچسب: نویسنده: مهدی رضایی تاريخ: چهارشنبه 7 شهريور 1403 ساعت: 19:44

به نظرم زیاد تو گوشی بودن بی اهمیتی به بقیه هستش!

برچسب: نویسنده: مهدی رضایی تاريخ: چهارشنبه 7 شهريور 1403 ساعت: 19:44

ببینین کی دفاع کردههههه! بالاخره ارشد هم تموم شد خدایا شکرت

برچسب: نویسنده: مهدی رضایی تاريخ: چهارشنبه 7 شهريور 1403 ساعت: 19:44

عزیزترینم..

شبونه میرسیم

بیا که فردا..

به خونه میرسیم..

شروین_ شبونه

+ نوشته شده در یکشنبه بیست و هشتم مرداد ۱۴۰۳ ساعت 15:54 توسط D0KH74R D!V00N3H  | 

برچسب: نویسنده: مهدی رضایی تاريخ: پنجشنبه 1 شهريور 1403 ساعت: 14:11

صفحه بندی